تبليغاتX
بمیرد زندگی با خاطراتش!!((لعنت به عشق))

بمیرد زندگی با خاطراتش!!((لعنت به عشق))

آتش بگیر تا که بدانی چه میکشم احساس سوختن به تماشا نمیشود

احساس شیشه ای!!!!!!!!!!!1

میگویند شيشه احساس ندارد!          

      اماوقتي روي شيشه بخار گرفته اي نوشتم

دوستت دارم

 

آرام گريست....

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 12:53  توسط امیرحسین  | 

برو !!!!

برو اي دوست برو!

برو اي دختر پالان محبت بر دوش!

ديده بر ديده ي من مفکن و نازت مفروش...

من دگر سيرم... سير!...

به خدا سيرم از اين عشق دوپهلوي تو پست!

تف بر آن دامن پستي که تورا پروردست!

کم بگو ، جاه تو کو؟! مال تو کو برده ي زر!

کهنه رقاصه ي وحشي صفت زنگي خر!

گر طلا نيست مرا ، تخم طلا، مَردم من،

زاده ي رنجم و پرورده ي دامان شرف

آتش سينه ي صدها تن دلسردم من!

دل من چون دل تو، صحنه ي دلقک ها نيست!

ديده ام مسخره ي خنده ي چشمک ها نيست!

دل من مامن صد شور و بسي فرياد است:

ضرباتش جرس قافله ي زنده دلان

تپش طبل ستم کوب، ستم کوفتگان

چکش مغز ز دنياي شرف روفتگان

«تک تک» ساعت، پايان شب بيداد است!

دل من، اي زن بدبخت هوس پرور پست!

شعله ي آتش« شيرين» شکن«فرهاد» است!

حيف از اين قلب، از اين قبر طرب پرور درد   

که به فرمان تو، تسليم تو جاني کردم،                                                   

حيف از آن عمر، که با سوز شراري جان سوز

پايمال هوسي هزره و آني کردم!

در عوض با من شوريده، چه کردي، نامرد؟

دل به من دادي؟نيست؟

صحبت دل مکن، اين لانه ي شهوت، دل نيست!

دل سپردن اگر اين است! که اين مشکل نيست!

هان! بگير!اين دلت، از سينه فکنديم به در!

ببرش دور ... ببر!

ببرش تحفه ز بهر پدرت، گرگ پدر!!

+ نوشته شده در  شنبه هشتم تیر 1387ساعت 10:40  توسط امیرحسین  | 

از عشق پیش من نگو!!!!!!!!!!!!!!!!

سخن از عشق نباید گفت،
«دوستت دارم» یک جمله بی معناست!
عشق چیزی نیست که بخواهم آنرا
مثل یک بسته اهدایی در جشن تولد،
به تو تقدیم کنم
اگر عاشق باشم
چشمهایم به تو می گویند
دستهایم به تو می گویند
اگر عاشق باشم
می توانی، حتی
از نفسهایم احساس کنی
عشق محتاج به ظاهر سازی
عشق محتاج به زیبایی نیست
سخن از عشق نباید گفت
سخن از عشق نباید زد ....!

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 12:21  توسط امیرحسین  |