تبليغاتX
بمیرد زندگی با خاطراتش!!((لعنت به عشق))

بمیرد زندگی با خاطراتش!!((لعنت به عشق))

آتش بگیر تا که بدانی چه میکشم احساس سوختن به تماشا نمیشود

اینم نظر من به ..................

 
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1385ساعت 21:54  توسط امیرحسین  | 

دلمو شکستی!!!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1385ساعت 21:42  توسط امیرحسین  | 

من ...................

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1385ساعت 21:35  توسط امیرحسین  | 

نظر فریدون مشیری در مورد((دوستت دارم))

  • دوستت دارم را من دلاویزترین شعر جهان یافته ام!!

تو هم ای خوب من!!  این نکته به تکرار بگو!

این دلاویز ترین شعر جهان را همه وقت

نه به یکبار و به ده بار  که صد بار بگو!!

((دوستم داری؟)) را از من بسیار بپرس

( دوستت دارم) را با من بسیار بگو!!!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1385ساعت 20:34  توسط امیرحسین  | 

دیوونه نشی؟؟

از یه دیوونه می پرسن :

چرا دیوونه شدی؟

میگه:

من یه زن گرفتم که یه دختر 18 ساله داشت. دختره زنم با بابام ازدواج کرد . در نتیجه زن من ، مادرزن پدر شوهرش شد ، از طرفی دختر زن من که زن بابام بود ، پسری زائید که می شد برادر من و نوه ی زنم ، پس نوه ی منم می شد. در نتیجه من پدر بزرگ برادر تنی   ِ   خودم بودم. چند روز بعد زن من پسری زائید که زن پدرم خواهر ناتنی   ِ  پسرم و مادر بزرگ او شد، در نتیجه پسرم برادره مادربزرگه خودش شد.  از طرفی چون مادر فعلی من یعنی دختره زنم ، خواهر پسرم بود ، در نتیجه من خواهر زاده ی پسرم شدم.

اگه hang کردی = Ctrl + Alt +Delete رو بزن تو all

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1385ساعت 20:28  توسط امیرحسین  |